آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

نمایشگاه گل و گیاه تبریز

پنج شنبه 4/3/91 به ششمین نمایشگاه گل و گیاه تبریز رفتیم جای همگی خالی ، درسته که من انتظار داشتم چندین سالن باشه ولی این قدرشم غنیمتی بود . آیلایی که از خونه راه نیفتاده لالا کرده بود تا تقریبا در اواسط بازدیدمون از خواب ناز بلند شد اولش خیلی با دقت و تعجب اطراف رو نگاه می کرد یعنی من کجا هستم کم کم خودشو پیدا کرد ولی همچنان آرام تو کاسکه اش نشسته بود ( ) ولی وقتی کمی بارون بند اومد و از سالن بیرون اومدیم تا تجدید قوا کنیم گویا خانمی خیلی گرسته بود حسابی شکمی از عزا درآورد . وقتی دوباره به سالن برگشتيم ديگه اصلا تو کاسکه بند نمی شد ، بالاخره بابایی خانمی را پياده کرد ولی مگه يک جا بند می شد دایم این طرف و اون طرف می دوید و حسابی بابایی رو خ...
6 خرداد 1391

کیک خوری

عجب با پشتکار و تلاش زياد سعی می کنه سبد رو جابه جا کنه ، خدا می دونه برا چی؟ خوب داره به یک چیزهایی نگاه می کنه خوب معلوم شد داره به کیکها ناخنک می زنه به به خوشمزه س یک کوچولو هم بخورم . دست مامانی درد نکنه خوب حالا که شکمم سیر شد به کار عکاسیم برسم ...
6 خرداد 1391